
Year Zero
AS YOU may have heard, this will be the year. The Large Hadron Collider - the most powerful atom-smasher ever built - will be switched on, and particle physics will hit pay-dirt. Yet if a pair of Russian mathematicians are right, any advances in this area could be overshadowed by a truly extraordinary event. According to Irina Aref'eva and Igor Volovich, the LHC might just turn out to be the world's first time machine.
It is a highly speculative claim, that's for sure. But if Aref'eva and Volovich are correct, the LHC's debut at CERN, the European particle physics centre near Geneva in Switzerland, could provide a landmark in history. That's because travelling into the past is only possible - if it is possible at all - as far back as the creation of the first time machine, and that means 2008 could become Year Zero: a must-see for the discerning time traveller.
Aref'eva and Volovich are sensible and well-respected mathematicians, based at the Steklov Mathematical Institute in Moscow, so they are not actually suggesting that visitors from the future are imminent. What they are saying is that since causality - the idea that effect must follow cause - is one of the most fundamental principles of physics, the notion that it might be tested at the LHC is worth pushing as far as possible. Their work has yet to be recognised by a peer-reviewed journal, but that hasn't stopped some other physicists from taking a keen interest.
For decades, physicists have strived to come up with plausible mechanisms for time travel. Our best description of how space and time behave comes from Einstein's general theory of relativity, so researchers have been looking for some flaw in it - or some as yet unappreciated aspect - in the hope that this might do the trick. The time machine blueprints flowing from such endeavours have never got off the drawing board, but with the LHC we might have finally done it, albeit accidentally.
تابش هاوكينگ يك فر آيند نظري است كه بر اساس آن سياهچاله ها ممكن است به هيچ ، تبخير شوند . از آنجا كه شواهد تجربي براي اثبات اين موضوع وجود ندارد وابهامات جدي در مورد پايه هاي نظري اين فرآيند وجود دارد ، در اين كه آيا تابش هاوكينگ مي تواند موجب تبخير سياهچاله ها شود يا نه ، جاي شك و ترديد باقي است.
بر اساس نظريه مكانيك كوانتومي ، حتي خالي ترين فضاها هم كاملا خالي نيستند! بلكه دريايي از انرژي هستند با نوسان هايي موج مانند.ما نمي توانيم مستقيما اين درياي انرژي را مشاهده كنيم.،زيرا هيچ سطح انرژي پايين تر از سطح انرژي آنها وجود ندارد كه بتوانيم اين انرژي را با آن مقايسه كنيم.مطابق با اصل عدم قطيعت هايزنبرگ ، اين امكان وجود ندارد كه بتوانيم مقدار حقيقي هر جسمي را متوجه شويم . اين مساله بيشتر مربوط به زماني است كه با مقدار هاي كوچك سرو كار داريم . نوسانات موجود در اين دريا ، جفت هايي از ذرات را توليد مي كنند . كه يكي از آنها ماده وديگري ضد ماده است (نظريه ي نسبيت خاص، برابري ماده وانرژي را اثبات مي كند يعني ماده مي تواند به انرژي تبدبل شود و بالعكس ) . به طور معمول هر كدام از اين ذرات به زوج هاي جفت ضد خود برخورد مي كنند و دوباره به انرژي تبديل مي شوند ودر كل بين ماده وانرژي تعادل برقرار مي شود.
بر اساس نظريه ي تابش هاوكينگ ، چنان چه يكي از اين جفت ذرات درنزديكي افق رويداد يك سياه چاله ايجاد شود ؛ پيش از آنكه برخوردي بين آنها رخ بدهد ، اين احتمال وجود دارد كه يكي از اين دو ذره به درون سياهچاله سقوط كند و ديگري از آن بگريزد . از ديد يك ناظر خارجي ، سياهچاله فقط يك ذره از خود تابش كرده است و بنابراين اندكي از جرم خود را از دست داده است.
اگر نظريه ي تابش هاوكينگ درست باشد ، انتظار مي رود تنها سياهچاله هاي بسيار كوچك از اين طريق تجزيه شوند . به عنوان مثال يك سياهچاله با جرم ماه به همان اندازه كه به وسيله ي تابش هاوكينگ ، جرم از دست مي دهد ، از طريق تابش پس زمينه ي مايكروويو كيهاني ، انرژي (و در نتيجه اصل برابري ماده – انرژي ، ماده)به دست مي آورد . بنابر اين سياهچاله هاي بزرگتر ، انرژي كه كوچكترين سياهچاله اي كه در حال حاضر به صورت طبيعي مي تواند شكل بگيرد ، جرمي 5 برابر جرم خورشيد دارد ، لذا سياهچاله بايد به مراتب جرمي بيشتر از جرم ماه زمين داشته باشند و تابش هاوكينگ نمي تواند روي آنها تاثير گذار باشد.
با گذشت زمان ، تابش پس زمينه مايكروويو كيهاني ضعيف تر مي شود و در نهايت آن قدر ضعيف مي شود كه تابش هاوكينگي كه سياهچاله از خود ساطع مي كند ، از انرژي اي كه از تابش پس زمينه ي مايكروويو كيهاني به دست مي آورد ، بيشتر مي شود . در نتيجه ، از طريق اين فرآيند حتي بزرگترين سياهچاله ها هم تبخير خواهند شد ، ولي اين تبخير شدن ممكن است بيش از 600^10 سال به طول بيانجامد.

منبع: هوپا
به گزارش خبرگزاري مهر، محققان دانشگاه توكيو ماده لاستيك مانندي را توليد كردند كه هادي جريان الكتريسيته بوده و قابليت كشش و خم شدن را دارد.
در توليد اين ماده جديد از تيوبهاي نانوكربن (رشته هايي بلند و كش سان از مولكولهاي كربن) استفاده شده است كه مي توانند جريان الكتريسيته را از خود عبور دهند. محققان اين ماده را با نوعي پليمر لاستيكي مخلوط كردند و به آن شبكه اي از ترانزيستورهاي بسيار كوچك وصل كرده و آن را آزمايش كردند. آنها صفحه به دست آمده را به اندازه دو برابر اندازه واقعي آن كشيدند كه در طي اين آزمايش هيچ گونه از هم گسيختگي در ترانزيستورها و يا خرابي در سيستم رسانايي مواد ايجاد نشد.
اين رساناي ارتجاعي مي تواند حوزه الكترونيك را در زمينه هايي كه تاكنون استفاده از جريان الكتريسيته غير ممكن بوده است مانند عبور جريان از صفحات منحني و قطعات متحركي مثل اتصال بازوهاي روباتها را ممكن كند.
بر اساس گزارش رويترز، جان راجرز محقق دانشگاه ايلينويز گفت: گسترش مواد رسانايي كه قابليت شكل پذيري و انعطاف پذيري را داشته باشند به گروه بزرگي از ابزارهاي الكترونيكي اين اجازه را خواهند داد كه تاثير بهتري بر بدن انسان داشته باشند و زمينه استفاده از اين ابزارها را گسترش دهد.
مقدمه
نور یک نوع تابش الکترومغناطیسی است که از ترکیب دو میدان الکتریکی و مغناطیسی تشکیل یافته است. تابش الکترومغناطیسی شامل میدان الکتریکی متغیر با زمان و میدان مغناطیسی متغیر با زمان میباشد که این دو میدان بر هم عمودند و موج در امتداد عمود بر هر دوی آنها انتشار مییابد. هر تک موج الکترومغناطیسی یک میدان الکتریکی و یک میدان مغناطیسی مشخص دارد، ولی از آنجا که نور خالص وجود ندارد که فقط شامل یک طول موج باشد (ما همواره با گروه موج روبرو هستیم) لذا با میدانهای الکتریکی و مغناطیسی درجهتهای مختلف مواجه خواهیم بود. میدان الکتریکی نور بزرگتر از میدان مغناطیسی آن میباشد و بیشتر خصوصیاتی که میدان الکتریکی دارد میدان مغناطیسی هم از آن تبعیت میکند و نیز چشم ما به میدان الکتریکی حساس است، از این رو ما در مبحث نور اغلب با میدان الکتریکی نور سر و کار داریم.
تعریف قطبش
انواع قطبش
قطبش را از لحاظ منحنی که نوک پیکان میدان الکتریکی در صفحه مختصات رسم میکند و اختلاف فازی که دو مؤلفه ارتعاشی میدان الکتریکی باهم دارند، به دو دسته عمده تقسم میکنند که عبارتند از:
قطبش خطی 
اختلاف فاز بین مؤلفههای ارتعاشی میدان برابر (0 یا 180 درجه) میباشد و ارتعاش روی یک خط راست صورت میگیرد. و از ترکیب قطبشهای دایروی راستگرد و چپگرد بوجود میآیند. این نوع قطبش به نوبه خودش به لحاظ منحنی فضاییاش بصورت زیر دسته بندی میگردد:
· افقی
· عمودی
· مایل
قطبش بیضیوار 
در حالت کلی اختلاف فاز بین مؤلفههای ارتعاشی در قطبش بیضیوار هر زاویهای میتواند باشد که ترکیب دو ارتعاش ، منحنی بیضی به خود میگیرد. این قطبش نیز به نوبه خودش بصورت زیر دسته بندی میگردد:
قطبش دایروی: در طبیعت فقط این نوع قطبش را داریم که مؤلفههای ارتعاش آن عمود بر هم هستند و دامنههای ارتعاشات باهم برابرند و به لحاظ اختلاف فاز (90 یا 270 درجه) به دو دسته قطبش دایروی راستگرد و قطبش دایروی چپ گرد تقسیم میشوند.
قطبش بیضوی: از ترکیب مناسب قطبشهای دایروی راستگرد و چپگرد بوجود میآید که مؤلفههای ارتعاشی آن عمود بر هم هستند و برخلاف قطبش دایروی دامنه ارتعاشات برابر ندارد و به لحاظ اختلاف فازی که دارند به دو دسته قطبش بیضوی راستگرد و قطبش بیضوی چپ گرد تقسیم میشوند.
|
|

سلام دوستان
.
امروز بالاخره امتحان فیزیک رو دادیم خلاصصصصصصصصص...
!
امتحان خوب بود
، بد نبود
، تقریبا می شه گفت که آسون بود
! ولی نسبتا وقت کم داده بودن! یک روز! خدایی کم نیس...؟! ولی از اون طرف واس دینی دو روز(
) وقت دادن یا مثلا شیمی پنج روز (
) وقت داره...! خب یک روز واسه فیزیک کمه، یه خورده کم لطفی کردن
...مگه نه
؟!
آرزو می کنم امتحانا رو با موفقیت پشت سر بذارین و با سربلندی در امتحانای امسال هم قبول شین...
.
نظر یادتون نره هااااااا...منتظر نظراتون درباره ی امتحانا و سطحشون هستم![]()
.
فعلاً...بای تا های...![]()
![]()
!
.::: برای مشاهده ی متن کامل به "ادامه مطلب" بروید :::.